تلما تلما ، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره

پستونک صورتی

دندونای عشقم

    بالاخره دختر خوشگلم تو هشت ماهو بیست و هشت روزگی دندون سفید و مرواریدیش نیش زد که خالش متوجه اون شد والان که نه ماهو بیست روزشه دومین دندونشم نیش زده و تازه گازم میگیره شیطون وعلاوه بر این شیطونک دیگه مامان بابا و نه رو یاد گرفته وقتی قاشق غذاشو سمت دهن خودم میبره میگه نه نه نه و به شدت ذوق میکنه         ...
20 فروردين 1393

اولین سرما خوردگی تلما

  سلام دوستای عزیزم   از کجا براتون بگم چشمتون روز بد نبینه و ایشالا بجه هیچکسی مریض نشه  طفلکی دخترم با اینکه خیلی مراقب بودم که تو زمستون سرمانخوره امابخاطر اینکه شب پتوشو از رو خودش کنار زده بود سرما خورده سرفه میکردشدید و  عطسه پی در پی همراه با آبریزش بینی  خلاصه دو سه روزی بد میخوابید و بد غذا شده بود با باباییش بردیمش دکترتا خداروشکرخوب شد اینم  عکسش که صورتش پف کرده         ...
27 اسفند 1392

سوراخ کردن گوش تلما جانم

  عشق مامانی دیگه یواش یواش باید گوششو سوراخ میکردیم همه میگفتن هرچی زودتر بهتره اخه دردش کمتره ما هم تصمیم گرفتیم تو خونه و سنتی اینکارو انجام بدیم البته کسی که تبهر داشت اما چشتون روز  بد نبینه وقتی سوزنوتو  گوشش کردن چنان گریه ای کرد که منم  گریم گرفت ا لبته  من دل دیدن نداشتم فقط  صداشو  میشنیدیم اما  بعد از چند دقیقه بهتر شد اینم عکس  گوششه     ...
8 اسفند 1392

قرتی بازی تلما خانم

  سلام به همه عزیزان  تلمای شیطون مامان الان هفت ماهو بیست و شش روزشه و طی یک هفته  هم دست دستی میکنه هم نانای تازه از ذوق کردن ما به وجد میاد ومیخنده  جیغ میزنه طوری که قرمز میشه صورتش اینم عکس دخترلپ گلیم      ...
24 بهمن 1392

غذا خوردن عشقم

این تلما خانم شکمو یک ماهی هست که داره غذا میخوره وقتی که قاشق غذا تو دهنش میره از خوشحالی چشماشو به هم میزنه دخترم صبحونه سرلاک ناهار سوپ و شام  بیشتر سرلاک گاهی  فرینی هم میخوره جدیدا میان وعده پوره موز و سیب هم میتونه بخوره    تازه خانم خانما حرفم بینش میزنه مامان بابا دده و خیلی خوشحال میشه وقتی ظرف غذاشو میبینه              ...
19 بهمن 1392

اولین یلدای دخترم

سلا م به همگی  بله و بالاخره عکس  یلدای دخترمو با تاخیر گذاشتم البته اتلیه دیر عکسارو داد. متاسفانه چون اتلیه که رفتیم مسلمون نبودن تزئینات شب یلدا رو نداشتن اون انارم مامان شهره بهش  داده.  دختر شیطونم برعکس با دیدن نور اونجا تعجب کرده بود و اصلا هم نخندید و خدارو شکر بدون اینکه  بگیریمیش خودش نشسته بود اینم از اولین یلدای تلما خانم شیطون       ...
21 دی 1392